اهلی شدن گوسفند

انسان در گذر از آفریقا به آسیا و عبور به اروپا در 60 هزار سال پیش به شکار گوسفند وحشی (موفلون شرقی) می‌پرداخت اما حدود 10 هزار سال پیش حداقل در سه حادثه مستقل در هلال حاصلخیز آسیای غربی در نقطه‌ای از ایران و ترکیه، سوریه و عراق، گوسفند وحشی رام و اهلی شد و گوسفند اهلی (اوویس آریس) پا به عرصه وجود گذاشت. گوسفند بعد از سگ اولین حیوانی است که توسط انسان اهلی شده است. اهلی شدن آن مستلزم قرار دادن بره‌های یتیم گوسفند وحشی در حصار و نگهداری آنها تا زمان بلوغ جنسی و تعیین جفت مناسب و انتخاب خصوصیات روانی ‌و گوشت آنها توسط انسان بود. بعدها صفات شیر و پشم گوسفند نیز اصلاح شد و بسته به موقعیت جغرافیایی انوع نژاد‌های گوسفند ظاهر گردید.

امروزه پرورش گوسفند بخش مهمی از اقتصاد آفریقای شمالی، ‌اروپا و آسیای غربی است. در گذشته نیز گوسفند برای ملت‌های مختلف و شکل‌گیری و تکوین هویت قومی آنها اهمیت داشته است. مردم شیر و پنیر و گوشت گوسفند را مصرف کرده و لباس‌های ساخته از پشم گوسفند را می‌پوشند و از آن برای تهیه قالیچه و پتو برای انداختن زیر پا یا گرم کردن بدن در زمستان استفاده می‌کنند.

خصوصیات گوسفند وحشی

گوسفند بیش از 2,5 میلیون سال است بعنوان یک گونه حیوانی در طبیعت حضور دارد. گوسفند متعلق به خانواده بوویده (زیرراسته‌ای نشخوارکنندگان) ‌است که بزها، ‌آنتلوپ، ‌گاو و گاوعنبر را نیز شامل می‌شود. جهان بیش از 40 گونه متفاوت گوسفند وحشی را در خود داشته است که هم‌اکنون برخی از آنها در مناطق کوه‌پایه‌ای دیده می‌شوند. یکی از انواع گوسفند وحشی در منطقه شمال و شرق فلسطین (در ناحیه ترکیه و ایران و سوریه و عراق) وجود داشت که اکنون آن را بنام «هلال حاصلخیز» می‌شناسیم و جزو منطقه بین‌النهرین قدیم است. گوسفند جزو اولین حیواناتی است که توسط انسان اهلی شده است و شواهدی از رمه‌د‌اری گوسفند در حجاری‌های ایران در این دوره به چشم می‌خورد.

منطقه مزبور خانه شکارچیان مؤثر گوسفند وحشی مثل گرگ و پلنگ بوده است. بنابرین گوسفند وحشی ساکن این مناطق کاملاً هشیار بود و برای اینکه خورده نشود بصورت گله‌ای زندگی می‌کرد. وقتی چنین گله‌ای قادر به فرار نیست، ‌یک حلقه دفاعی تشکیل می‌دهد. چنین رفتاری در یک گونه نزدیک گوسفند یعنی گاوعنبر نیز مشاهده می‌شود. در حلقه ایجادشده توسط گاوعنبر، حیوانات بالغ سرشان را به خارج حلقه می‌گیرند و حیوانات جوان در مرکز حلقه بسر می‌برند تا از شر شکارچیان در امان بمانند. میش‌ها و قوچ‌های اولیه نیز شاخ‌های بلندی داشتند تا از خود در برابر شکارچیان دفاع کنند و به شیوه گاوعنبر از گروه یا گله خود دفاع نمایند. یکی از نیازهای اساسی رام و اهلی کردن یک گونه حیوانی خاص آن است که خصوصیت قلمروطلبی شدید نداشته باشد. آنتلوپ، غزال و گوزن قرمز و نیز گوسفند این گونه هستند. از خصوصیات نیای وحشی گوسفند امروزی می‌توان به موارد دیگری از قبیل فقدان نسبی تهاجم، اندازه مناسب بدن، بلوغ جنسی زودرس، ‌طبیعت اجتماعی و سرعت تولید مثل بالا اشاره کرد که آنها را حیوانات مناسبی برای اهلی کردن می‌ساخته است.

گوسفند وحشی عادت به زندگی در فضاهای باز داشت یعنی جایی که بتواند دورنمای مناظر را بپاید و شکارچی را شناسایی کند. این گوسفند به همراه توانای دید پانورامیک 300 درجه قادر بود شکارچی را از فاصله نسبتاً دور تشخیص دهد. برای چنین دیدی انسان احتیاج به یک دوربین دوچشمی با بزرگ‌نمایی 8 دارد. گوسفند‌ها در حالت وحشی شبیه گوزن قرمز موهای نسبتاً کوتاه با رنگ قهوه‌ای مایل به قرمز داشتند تا به خوبی در محیط استتار شوند. تمام گونه‌های وحشی گوسفند دم‌ کوتاه داشته‌اند. گوسفند یک خصوصیت فیزیکی دیگر دارد که به آنها کمک می‌کند از برابر شکارچی فرار کند: «بینی سرد». شبکه دوگانه‌ای از عروق خونی بینی بنام «رت میرابیل» (Rete mirabile) که بعنوان یک مدل تبادل حرارت در آنها عمل کرده و حیوان قادر است سر خود را همواره سرد نگه دارد خون گرمی که از بدن به سمت مغز میروند قبل از رسیدن به مغز با خون سردی که در اثر تبخیر در بینی خنک شده، مخلوط می‌‌گردد. این باعث جلوگیری از گرمازدگی حیوان می‌شود در غیر این صورت گوسفندها در زمان فرار بایستی می‌ایستادند و خود را خنک می‌کردند. برخی گونه‌های غیرگوسفند مثل گوزن نیز دارای بینی سرد هستند.

اهلی شدن گوسفند

انسان حدود 60 هزار سال پیش از آفریقا به سمت آسیای غربی حرکت کرده و با استفاده از تیر و کمان و زوبین‌های چوبی مجهز به سنگ آتشزنه به شکار گوسفند می‌پرداخت. قدیمی‌ترین نشانه‌های کشاورزی و رمه‌داری در سطح جهان در هلال حاصلخیز مشاهده شده است بنابرین گوسفند اهلی (Ovis aries) بومی آسیایی غربی است. مردم مناطق آسیای غربی به رام و اهلی کردن گوسفند برای نگهداری آنها در کنار خود اقدام کردند. انسان به این دلیل به رمه‌داری پرداخت که تعداد کثیری از افراد اسکان یافته و به کار کشاورزی مشغول بودند و نمی‌توانستند گوسفند وحشی را براحتی پیدا کنند. نگهداری گوسفند در مقایسه با شکار آن کار آسانی نبود و تفریح هم محسوب نمی‌شد ولی رمه‌داری استفاده مؤثر از زمین را بهمراه داشت. سناریوهای مختلفی برای اهلی شدن گوسفند ارائه شده است. در یک سناریو، شکارچیان بره‌های یتیم را به خانه نزد خود می‌آوردند. این بره‌ها آرام و ملوس بودند و به مدت کافی در خانه نگهداری شده و به بلوغ جنسی رسیده و زاد و ولد می‌کردند. اگر هر یک از ما بتواند تعدادی بره در تله بیاندازد و بداند چگونه آنها را پرورش دهد، اهلی کردن آنها کار ساده‌ای خواهد بود.

در این زمانه گوسفندها در اطراف انسان می‌پلکیدند و از جایی به جای دیگر می‌رفتند و تحت مراقبت چوپان، علفی برای خوردن پیدا می‌کردند. اغلب چوپان‌ها بچه بودند و گاه گروهی از بچه‌ها مراقبت از گله را بعهده داشتند. حضرت یوسف در بیابان با برادرانش در حال مراقبت از گوسفند بود که برادرانش وی را به چاه انداختند و عاقبت او را به یک تاجر برده مصری فروختند. بعلاوه همزمان نیز گوسفند در مقیاس بزرگ‌تر و صنعتی‌تر نگهداری می‌شد. گله‌های بزرگ گوسفند در فصول بارانی زمستان و بهار در مراتع پست چرا می‌کردند. در این زمان مقدار قابل توجهی علوفه در دسترس آنها بود. در تابستان وقتی علف‌ها خشک می‌شدند، گوسفند‌ها به سمت مناطق کوهستانی حرکت می‌‌کردند که هوا خنک‌تر و علف بیشتر بود. بعد از انتقال مجدد گوسفندها به سمت مناطق پست بره‌های جدید در ابتدای زمستان متولد می‌شدند.

حدود 10 هزار سال پیش یعنی در انتهای عصر سنگ، برخی حیوانات اهلی (و گیاهان خاص) در منطقه هلال حاصلخیز برای اولین بار اهلی شدند. تنها یک گونه گوسفند وحشی در منطقه زندگی می‌کرد که «موفلون شرقی» یا گوسفند وحشی (Ovis gmelini) بود. اهلی شدن گوسفند حداقل در سه زمان متفاوت و جداگانه در هلال حاصلخیز تکرار شد و حداقل سه زیرگونه متفاوت را شامل می‌شد. مطالعات DNA و DNA میتوکوندریایی گوسفندهای اروپایی، ‌آفریقایی و آسیایی دلالت بر آن دارد که سه خط عمده و مجزا از گوسفند ایجاد شده است. این لاین‌ها را تیپ A یا آسیایی، تیپ B یا اروپایی و تیپ C (گوسفند مدرن ترکیه و چین)‌ می‌نامند. به نظر میرسد هر سه تیپ از گوسفند وحشی مزبور در هلال حاصلخیز توسعه یافته باشند. در این زمینه همچنان ابهاماتی وجود دارد. مثلا شاهد نشان می‌دهد که یک گوسفند متعلق به عصر برونز در چین متعلق به تیپ B بوده و به نظر میرسد حدود 5 هزار سال قبل از میلاد به چین وارد شده باشد!

تغییرات مورفولوژیک گوسفند که نشانه اهلی شدن آنها باشد شامل کاهش اندازه بدن، از بین رفتن شاخ در جنس ماده و پروفایل جمعیتی واجد درصد بالای حیوان جوان می‌باشد. گوسفند اهلی «اوویس آریس» از نظر بقا و سلامت خود کاملاً متکی به انسان بوده و هست. گوسفند اهلی بعدها توسط کشتی و دیگر وسایل به سمت اروپا رفت. حدود 8 هزار سال پیش گوسفندانی در یونان و جزایر ایتالیایی «سیسیل»، «ساردینیا» و «کورس» دیده می‌شوند. در دوره‌های بعد گوسفند به نقاط دوردست‌تر اروپا مثل انگلستان و نروژ می رود. قدیمی‌ترین بقایای گوسفند در نروژ به حدود 4 هزار سال پیش باز می‌گردد.

نژادهای گوسفند

وقتی گونه‌ای اهلی می‌شود، ‌افراد با کیفیت‌های مناسب و مطلوب بخصوص آنها که آرام هستند برای اهداف تولید مثلی انتخاب شده و افراد نامطلوب ذبح می‌شوند. خصوصیت تولیدی دیگر در معرض انتخاب شامل تولید گوشت، پشم و امثال آن بود. فرهنگ‌ها و محیط‌های مختلف صفات متفاوتی را در گوسفند توسعه داده‌اند و لذا انواع گوسفند پا به عرضه وجود گذاشته است که امروز به نام «نژادهای» مختلف گوسفند در سراسر دنیا می‌شناسیم و تعداد آنها افزون بر 1000 است. برای تمایز یک نژاد خاص گوسفند از بقیه لازم است خصوصیات ویژه‌ای داشته باشد. نمونه آن نژاد گوسفند دمبه‌دار خاورمیانه و ترکیه است که مقدار قابل توجه چربی در دمبه ذخیره می‌شود که کاری شبیه ذخیره انرژی در کوهان شتر می‌باشد. در برخی کشورها، شیر گوسفند فراورده مهمی است. برای مثال 20 درصد گوسفندهای فرانسه دوشیده می‌شوند و شیر آنها برای تولید فراورده‌هایی از قبیل ماست و پنیر (روکفور) بکار میرود. قبلاً شیر و خون گوسفند بعنوان فراورده مهم عرضه می‌شد. در ادوار اولیه، خون گوسفند از طریق نشتر زدن به سیاهرگ گردن استخراج شده و خون به ظرف وارد می‌شد تا زمانی که متوقف گردد. مردم ماسایی همین کار را با گاو می‌کنند. بصورت سنتی رمه‌داری گوسفند از کشوری به کشور دیگر و نیز در تاریخ کشورها متفاوت است. مثلاً در نروژ گوسفند در مراتع غیرکشت‌شده چرا می‌کند و چوپانی بالای سر آنها نیست. در برخی نقاط نروژ این موضوع باعث کاهش قابل توجه تعداد گوسفندان بدلیل شکار بیش از اندازه آنها توسط شکارچیان طبیعی شده است زیرا گوسفند امروزی برای اهداف تولیدی اصلاح شده و در شرایط طبیعی توانایی خاصی برای دفاع از خود ندارد. در برخی کشورها، ‌گوسفند در مزارع کشت‌شده چرا می‌کند. نمونه آن نژاد آلمانی «تکسل» یا نژاد انگلیسی «آکسفوردداون» است. در اغلب کشورهای دنیا، مردم به مراقبت از گوسفندها می‌پردازند. این وظیفه کودکان و افراد جوان است که با ترکه‌ای در دست گله را چوپانی می‌کنند. نکته دیگر اینکه در برخی مناطق، مردم همراه با گوسفندان جابجا می‌شوند و بموازات رشد علف‌ها از آن چرا می‌کنند. این فرهنگ‌ها را بعنوان زندگی چادرنشینی یا عشایری می‌شناسیم.

اصلاح برای پشم

ابتدا مردم تنها برای گوشت و شیر گوسفند را نگه می‌داشتند. گوسفندهای اولیه درست مثل بز دارای مو بودند و پشم نداشتند که بتوان از آنها البسه تهیه کرد. ولی مردم بتدریج گوسفندها را اصلاح کردند تا برای خود آنها مفیدتر باشد. بنابرین ظهور موهای بلندتر مورد توجه اصلاح‌کنندگان قرار گرفت و بتدریج گوسفندان پشمالوتر شدند. گفته می‌شود گوسفند پشمی حدود 6 هزار سال قبل از میلاد در ایران توسعه یافته است و فرهنگ پارسیان تکیه اساسی بر تجارت پشم داشته‌ است. آنها پشم گوسفند را به آفریقا و اروپا تجارت می‌کردند. حدود 3 هزار قبل از میلاد ریسیدن پشم گوسفند آغاز و بافت البسه از پشم آغاز شد و اولین لباس‌های پشمی ظاهر گردید. در آن ایام گوسفند‌ها پشم چندانی نداشتند. بعد از 5 هزار سال اصلاح، وضعیت پشم گوسفندان به وضعیت امروز رسیده است.

همچنین انسان سعی کرده است گوسفندها را احمق‌تر از نژادهای وحشی آن بار بیاورد تا بهتر بتواند آنها را مورد مراقبت قرار دهد تا سعی نکنند از اطراف وی فرار کنند. گوسفند خاصیت زندگی جمعی و گروهی داشته است و در طول روند اهلی‌سازی این خصوصیت در آنها حفظ گردیده و توسعه یافته است به گونه‌ای که تعداد زیادی از آنها به شکل یک گله کنار هم به سر می‌برند. این نیز باعث می‌شد که بهتر بتوان از گوسفندها مراقبت کرد.

http://quatr.us/economy/sheep.htm

http://www.woolandsheep.com/?q=node/44

https://en.wikipedia.org/wiki/History_of_the_domestic_sheep ‌

استفاده از مطالب سايت با ذكر منبع مجاز است                   مرتضی بیکی                                                                        ferimora@gmail.com                 تماس با سايت |